این روزا هر جا رو نگاه میکنی همه دنباله دوست میگردن. حالا کاری به خود قصد دوستی ندارم. ولی کلا اکثرا دنبال یکی هستن. مثلا ما دخترا وقتی دوره هم جمع میشیم میشینیم به این و اون زنگ زدن و بینه چیزی حدود 300 یا 400 تا پسر هیچ کدوم نگفتن مزاحم نشو من دوست دختر دارم. همشون یا قرار میخواستن یا س- -ک --س یا دوستی یا حالا هرچی. نمیدونم من فقط اینجوریم یا همه موافقن که این قضیه باعث میشه اعتمادت صلب شه؟ از 24 ساعت روز 25 ساعتش رو دوستام صرفه این میکنن که منو مجاب کنن با یکی رفیق شم ولی کسی نیست خودشونو مجاب کنه رابطه ی خودشون یه افتضاح کامله. هر روز قهر و اشتی و دعوا و خیانت و دروغ. سوال من اینه من باید قهر و اشتی و دعوا و دروغ رو انتخاب کنم یا تنهایی رو؟ کدومش بهتره؟ حالا مثلا یکی میگه طرف که حتما بد از اب در نمیاد؟ من نمیدونم وقتی میبینی 500 تا پسر نامردو خیانت کار هستن کی میاد مطمئنت کنه طرفت خوبه؟ یا کی طرفمو مطمئن میکنه من خوبم؟ کی میتونه ثابت کنه که من خیانت نمیکنم؟ اگه طرفم خوب بود و من بد چی؟ یا بلعکس؟ انتخاب های من چی هستن؟
دوستی فقط بیرون رفتن و سکس داشتن نیست
دوستی میتونی این باشه که میایی و میشینی و حرف های همدیگر را گوش میکنید
حتی اگر صدای هم را نشنوید
مهم اینه که حرف طرف را درک میکنی
شما هم یه عالمه دوست داری
یکیش هم من که الان پیشت هستم و بازم بهت سر میزنم
درودهای فراوان به مدیر مسئول وبلاگ:
همکار عزیز، وبلاگ با ارزشمند، مفید و خوبی ایجاد کرده اید. مقاله مارکسیسم ویرانگر و در خدمت استعمارگران غرب، به روز گردیده، شما را به بازدید از وبلاگ عشق من ایران دعوت می کنم0 از نقدهای خوبتان دریغ نورزید با تشکر منیژه اسکوئی
استعمارگران غرب؟؟؟!!!!!!! عشق من ایران؟؟!!!!!
منم یه دوست میخوام
البته نه برای این ساعت
برای تمام ساعت ها :)
کی نمیخواد؟!!!