چند روزه پیش داشتم 100 تا 100 تا جوابه روم و یاهو رو باهم میدادم. یه پسره یه طومار سلام و احوالپرسی فرستاده بود. اومدم ببندم تا اسمشو دیدم خشکم زد. پسره دوست پسره دوستم بود تو دورانه راهنمایی. اونموقه ما 13 سالمون بود اون 16 . یه چند سالی میشه که از دوستم خبر نداشتم. گفتم چه خبر چیکارا میکنی. گفت خوبم . گفتم الان با کی هستی و از این جور حرفا...
گفتش که هنوز با دوستمه و خیلی دوستش داره و میخوان ساله دیگه عقد کنن.
یادمه اونموقه ها ما کلی این دو تارو مسخره میکردیم که یکی دو سال دیگه همچین همدیگرو بپیچونین و بازیچه دسته هوس شین که خودتونم نفهمین...
حالا قضیه برعکس شده. این دو تا 6 ساله باهمن و عاشقه هم. ما ها هم شدیم بازیچه هوسمون.
من خودم پارسال یه جوری خریت کردم که سابقه نداشت. خودمم میدونم اشتباه بود ولی قبول کردنش سخته. چقدر غرورمو جریحه دار کردم بماند. الان که به اون روزا فکر میکنم میخوام از حرص خفه شم. اخه خریت تا این حد؟؟؟؟؟ همه گفتن اشتباه میکنی ولی من گفتم حرف حرفه خودمه. یک سال میگذره ولی هنوز دارم حرص میخورم. تا تلافی نکنم هم وعضم همینه.
تلافی کن تا توی دلت نمونه
اتفاقا اون موقع کار درستی کردین ولی الان که به انتقام و حسرت از دست دادن اونروز ها فکر میکنید کار اشتباهی میکنید
حاضرید قبول کنید که زمان رو نباید در حسرت گذشته و طراحی آینده از دست داد ؟
گذشته رو ببخشید و ازش درس بگیرید برای زیباتر زندگی کردن و پیدا کردن دوستان واقعی و دوست داشتنی
گذشته امروز رو ساخته و امروز اینده رو میسازه. نمیشه ازش فرار کرد.
آگر نفر بدی آدم خوبی باشی و سر اون بخواهی خالی کنی چی
اینجوری که بد میشه
اما من احساس میکنم بد برداشت کردم
فکر کنم منظورت اینه که دیگه بی گدار به آب نمیزنی :)